مقابل جادویی روزنامه اخبار ورزشی و نتیجه های مسابقات

مقابل: جادویی روزنامه اخبار ورزشی و نتیجه های مسابقات

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری فصل تازه زندگی خواهران منصوریان با حضور پدر! ، قهرمان ماه عسل تا مرز نابینایی پیش رفت

به گزارش گروه تحریریه سایت؛ هفتمین قسمت برنامه «ماه عسل» با ادامه قصه خواهران منصوریان به روی آنتن رفت.

فصل تازه زندگی خواهران منصوریان با حضور پدر! ، قهرمان ماه عسل تا مرز نابینایی پیش رفت

قهرمان ماه عسل تا مرز نابینایی پیش رفت/ فصل تازه زندگی خواهران منصوریان با حضور پدر!

عبارات مهم : جایزه

هفتمین قسمت برنامه «ماه عسل» با ادامه قصه خواهران منصوریان به روی آنتن رفت.

به گزارش گروه تحریریه سایت؛ هفتمین قسمت برنامه «ماه عسل» با ادامه قصه خواهران منصوریان به روی آنتن رفت.

فصل تازه زندگی خواهران منصوریان با حضور پدر! ، قهرمان ماه عسل تا مرز نابینایی پیش رفت

احسان علیخانی در ابتدای برنامه گفت: چند سالی است تلاش می کنیم این عنوان را رعایت کنیم که چگونگی روایت داستان مهمانان ماه عسل به گونه ای نباشد که آن ها از بیان کردن آن دچار ناراحتی شوند.

روز گذشته خواهران منصوریان قصه زندگی خود را روایت کردند. پدر این خانواده همسر و فرزندان خود را در شهر سمیرم در هنگام مشکل ترک می کند و آنها بعد از سال ها تلاش قهرمان زندگی خودشان شدند.

به گزارش گروه تحریریه سایت؛ هفتمین قسمت برنامه «ماه عسل» با ادامه قصه خواهران منصوریان به روی آنتن رفت.

الهه منصوریان در ابتدا گفت: شهربانو و سهیلا جهت آرام تر شدن شرایط خانواده از کنار ما رفتند تا اینکه هنگامی که شهربانو ۲۰ ساله بود برگشت. او حالا یک ورزشکار بود و بسیاری از آموخته های خود را به من هم یاد داد. البته با بعد انداز خود یک اسب خرید که با اجاره دادن آن در آبشار معروف سمیرم خرج منزل را می داد، اما، ما در آن دوره تصمیم گرفتیم صبح ها جهت تمرین ووشو به اصفهان برویم و شب ها به شهر خودمان برگردیم.

شهربانو منصوریان در پاسخ به سؤال علیخانی اطراف اینکه آیا در این مشکل ها شما به ورزش فکر کردید، عنوان کرد: هنگامی که در شیراز کار می کردم علاوه بر مسئولیت کار در آن منزل با موافقت آن خانواده، به سراغ ورزش رفتم. زمانی که به سمیرم برگشتم تنها درآمدم کرایه دادن اسب جهت سواری در همان آبشار بود، البته آن زمانی که همراه با الهه به کلاس می رفتیم به علت مسئله مالی گاهی یک نفر از ما در کلاس حاضر می شد.

وی در خصوص نداشتن وسیله بازی رزمی گفت: یک روز من و الهه با هم سر تمرین رفتیم و مربی گفت هر کسی وسیله کامل ایمنی ندارد، بیرون زمین باشد. من همه وسایل ها را دادم به الهه و قرار شد بعد از تمرین هر چه یاد گرفته به من آموزش بدهد.

فصل تازه زندگی خواهران منصوریان با حضور پدر! ، قهرمان ماه عسل تا مرز نابینایی پیش رفت

شهربانو منصوریان قهرمان ووشو راجع به آشنا شدن با همسرش بیان کرد: در آبشار سمیرم و در همان جا که اسب را کرایه می دادم به علت اختلاف با یک نفر میان بحث و دعوا همسرم لحظه ای جهت حمایت از من تلاش کرد و بعد از این اتفاق با هم آشنا شدیم و با هم ازدواج کردیم. البته بعد از ازدواج دلواپس زندگی و مخارج خانواده ام بودم لیکن خانواده همسرم با کار من در آبشار مخالف بودند به همین علت این کار را بعد از مدتی رها کردم.

شهربانو بعد از ازدواج همچنان دلواپس خانواده است تا این که الهه به اردوی مسابقه های ورزشی می رود و با یک جایزه ۹۰۰ هزار تومانی برمی گردد و با این جایزه شهربانو می تواند مسئولیت خانواده را بر دوش الهه بگذارد.

به گزارش گروه تحریریه سایت؛ هفتمین قسمت برنامه «ماه عسل» با ادامه قصه خواهران منصوریان به روی آنتن رفت.

در ادامه برنامه «ماه عسل»، الهه منصوریان در خصوص خاطره بازگشت از مسابقه های گفت: بعد از آن جایزه دوباره به مسابقه رفتم زمانی که برگشتم، تمام اعضای خانواده ام را دیدم که جهت استقبال از من به فرودگاه آمده بودند، خیلی خوشحال بودم فکر نمی کردم آنها بیایند که شهربانو گفت: همسر من تصمیم گرفت که جهت استقبال الهه به فرودگاه برویم.

الهه ادامه داد: بعد از آن مسابقه های سهیلا هم تصمیم گرفت در رشته ووشو فعالیت کند و من تصمیم گرفتم آموخته هایم را به آنها آموزش دهم. ولی یک بار که از اردو برگشتم فهمیدم باید به علت بدهکاری های پدرم منزل را بفروشیم، ولی من به مادرم قول دادم که به زودی جهت او و خواهرانم منزل ای بخرم تا این که چند سال بعد با جایزه مدال طلایی که کسب کردم، یک منزل بسیار خوب با تمامی امکانات خریدم.

فصل تازه زندگی خواهران منصوریان با حضور پدر! ، قهرمان ماه عسل تا مرز نابینایی پیش رفت

در ادامه مسیر قهرمانی، الهه در مسابقه های جهانی مالزی علاوه بر افتخارآفرینی جهت کشور ایران، به جایزه مقام نخست هم فکر می کرد تا جایی که در وقت اول مسابقه چشم و بینی او دچار آسیب جدی می شود، ولی خواهش می کند که به او اجازه ادامه بازی بدهند، چون تصمیم داشته مدال طلا بگیرد و به این ترتیب هزینه منزل تازه را تأمین کند و مادرش را خوشحال نماید.

الهه با اشک هایی که از چشمانش سرازیر بود، ادامه داد: من در آن مسابقه قهرمان شدم. آرزو داشتم روی سکو با مدال طلایم تصویر بگیرم ولی بعد از مسابقه بیهوش شدم. شهربانو و مربی ام مدال طلایم را برایم به بیمارستان آوردند. هیچ کس باور نمی کرد من با آن آسیب جسمی که برایم رخ داده بود قهرمان شده است باشم آیا که به علت ضربه ای که به چشم من وارد شده است بود، دکترها گفته بودند یکی از چشم هایم را از دست خواهم داد.

شهربانو منصوریان در بخش دیگر ادامه داد: بعد از مدال های الهه، قهرمانی من و سهیلا هم شروع شد، ولی از آنجا که ووشو رشته المپیکی نیست میزان جایزه هایی که به آن تعلق می گیرد کمتر از رشته های دیگر هست؛ در حالی که ما زیاد از فرزند های المپیکی تمرین می کنیم. البته تمام مدال هایی که ما در مسابقه های گرفته ایم تنها با نشانه کسب جایزه نبوده هست. جایزه های رشته ووشو به گونه ای بوده که به عنوان نمونه خود من تاکنون توانسته ام تنها یک منزل و یک ماشین پراید داشته باشم.

در ادامه برنامه «ماه عسل» علیخانی به این عنوان اشاره کرد که مرضیه و الهه منصوریان نمی توانند پدر خود را ببخشند، ولی وی شب گذشته با پدر این خانواده صحبت کرده و از آنها اجازه گرفته که پدر امروز در قاب ماه عسل قرار بگیرد.

الهه گفت: تلاش ما این بود که خانواده کنار هم جمع شود. به علت اینکه این امر آرزوی سهیلا است و به احترام شهربانو قبول می کنم که با هم حرف بزنیم.

در ادامه شهربانو منصوریان رفت و پدر خود را برابر دوربین آورد و در این لحظه پدر تک تک فرزندان خود را در آغوش گرفت و بعد از 15 سال الهه و مرضیه با پدر صحبت کردند.

پدر خواهران قهرمان منصوریان گفت: در دوره ای از زندگی به علت کم آوردن در برابر شرایط سخت و همچنین فشار طلبکار ها مجبور به ترک خانواده شدم. من از آنها عذرخواهی می کنم، من هر لحظه در مسابقه های جهت آنها دعا می کردم و شرمنده آنها هستم.

در آخر خواهران منصوریان با حضور پدرشان جهت زندگی جدیدی آماده خواهند شد.

واژه های کلیدی: جایزه | زندگی | قهرمان | مسابقه | خانواده | شهربانو | خانواده | منصوریان | شهربانو منصوریان


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs