مقابل جادویی روزنامه اخبار ورزشی و نتیجه های مسابقات

مقابل: جادویی روزنامه اخبار ورزشی و نتیجه های مسابقات

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی روحانی تحت فشار کابینه را بسته است / فائزه هاشمی

محسن امین زاده، معاون وزارت امور خارجه در دوران اصلاحات و یکی از اشخاص آشنا شده است جریان اصلاحات به شمار می رود. این در حالی است که به نظر می رسد با پیروزی آق

روحانی تحت فشار کابینه را بسته است / فائزه هاشمی

فائزه هاشمی: روحانی تحت فشار کابینه را بسته است

عبارات مهم : ایران

محسن امین زاده، معاون وزارت امور خارجه در دوران اصلاحات و یکی از اشخاص آشنا شده است جریان اصلاحات به شمار می رود. این در حالی است که به نظر می رسد با پیروزی آقای روحانی در انتخابات ریاست جمهوری سال۹۶ و ابقای دکتر ظریف و ضرورت های دوران پسابرجام، سیاست خارجی دولت دوازدهم از بسیاری از جهات دچار عوض کردن و دگردیسی خواهد شد. دکتر امین زاده در گفت وگوی تفصیلی با «آرمان» به بااهمیت ترین اولویت ها، چالش ها، وقت ها و ترساندن های سیاست خارجی در دولت دوازدهم پرداخته است که در ادامه متن این گفت وگو را از نظر می گذرانید.

روحانی تحت فشار کابینه را بسته است / فائزه هاشمی

مهم ترین اولویت های دولت دوازدهم چیست؟ این اولویت ها چه تفاوتی با دولت یازدهم دارد؟ آیا در دولت دوازدهم نیز استراتژی دولت در زمینه سیاست خارجی پررنگ تر از سیاست داخلی خواهد بود؟

دولت اول دکتر روحانی در چارچوب تامین و زیاد کردن امنیت و منافع ملی برنامه هایی را دنبال کرده هست، مراحلی از آن تحقق یافته و مراحلی از آن کاستی داشته یا به علت ترتیب موضوعی نوبتش نرسیده هست. در دوره دوم ریاست جمهوری طبعا برطرف کاستی ها و اجرای مراحل دیگری از همان اهداف بنیادین، اولویت های دولت را ترسیم می کند. در حوزه سیاست داخلی، ارتقای تفاهم ملی و همبستگی ملی و تدبیر جهت ترسیم سازوکارهای رسیدن به اجماع ملی اولویت های مهمی را تعریف می کند. در حوزه اقتصاد، اشتغال و از جمله اشتغال در حوزه های دانش بنیان جهت جذب هرچه زیاد فارغ التحصیلان دانشگاه ها، عنوان بسیار مهمی هست. ساماندهی بانک ها و مواجهه با مسئله بزرگ بدهی بانک ها، اولویت بسیار مهمی است که در این دوره پرداختن به آن جهت دولت اجتناب ناپذیر است.

محسن امین زاده، معاون وزارت امور خارجه در دوران اصلاحات و یکی از اشخاص آشنا شده است جریان اصلاحات به شمار می رود. این در حالی است که به نظر می رسد با پیروزی آق

ساماندهی یارانه ها که ساماندهی یارانه های حوزه بهداشت و درمان نیز در زمره آن هست، اولویت بسیار مهمی هست. صندوق های بازنشستگی، زیاد کردن تعداد مستمری بگیران بازنشسته نسبت به شاغلان و در نتیجه پیشی گرفتن تدریجی پرداخت های صندوق های بیمه و بازنشستگی به دریافت هایش و هزینه فزاینده دولت در این رابطه، بسیار مهم هست. مدیریت روند فزاینده هزینه های دولت و مصرف کنندگان از بودجه عمومی و کنترل روند افزایشی آن عنوان مهم دیگری هست. محیط زیست یک اولویت اساسی هست. دولت گذشته کارهای بزرگی در این زمینه انجام داده است ولی کارهای بزرگ و خیلی بزرگی نیز باقی هست. به خصوص کم کردن فزاینده منابع آبی و مدیریت مصرف آب در حوزه کشاورزی که مصرف کننده بیش از ۹۰ درصد آب کشور است اولویت بسیار مهمی هست. در حوزه سیاست خارجی، توسعه ملی کشور عزیزمان ایران شدیدا به سرمایه گذاری بین المللی نیازمند است.

سرمایه گذاری خارجی در کشور عزیزمان ایران شدیدا به موفقیت های وزارت امورخارجه در اعتمادسازی بین المللی و تعامل گسترده با دنیا مرتبط هست. در منطقه نیز سیاست خارجی با عوض کردن اولویت اساسی مواجه هست. مدیریت بحران های منطقه ای نیز اولویت مهم سیاست خارجی در این دوره هست. متاسفانه این بخش از سیاست خارجی به درستی تحت مدیریت وزارت امور خارجه نیست. موفقیت سیاست خارجی کشور عزیزمان ایران در سطح دنیا و تعامل جهانی در گرو عوض کردن اوضاع سیاست خارجی کشور عزیزمان ایران در منطقه است.

دولت دوازدهم چه تغییراتی باید در نگاه راهبردی خود در تحولات منطقه ای و جهانی داشته باشد؟ دولت دوازدهم با چه چالش های مهم بین المللی ای مواجه خواهد بود؟

به علت غیبت طولانی وزارت امور خارجه در مدیریت تحولات منطقه ای، نباید حضور پر تحرک کشور عزیزمان ایران در منطقه صورت ای نظامی به خود بگیرد که اگر چنین باشد باعث می شود کشور عزیزمان ایران تحت فشارهای بین المللی قرار بگیرد. این درحالی است که کشور عزیزمان ایران موثر ترین کشور دنیا و تنها کشور موثر منطقه است که در برابر تروریسم بین المللی در منطقه ایستاده است و با مدیریت سیاست خارجی و فعالیت های منطقه ای ایران، این اوضاع وقت مهمی جهت ارتقای موقعیت بین المللی کشور عزیزمان ایران به شمار می رود.

روحانی تحت فشار کابینه را بسته است / فائزه هاشمی

به نظرمن فوری ترین و بااهمیت ترین چالش کنونی سیاست خارجی کشور عزیزمان ایران در درجه اول یک عنوان داخلی است و تا زمانی که وزارت خارجه نتواند سکاندار بارز مدیریت سیاست های منطقه ای کشور عزیزمان ایران شود، باید نظاره گر شدت یافتن روند فرسایشی موقعیت کشور عزیزمان ایران در منطقه و زیاد کردن چالش های منطقه ای و چالش های بین المللی ناشی از آن باشیم. بحران داعش در منطقه، بحران سوریه، بحران عراق، بحران یمن، بحران روابط با عربستان سعودی، تاخت و تاز سیاسی کم سابقه اسرائیل علیه ایران، بحران های افغانستان، بحران قطر، بحران های ترکیه، مجموعه چالش های فعال منطقه هستند که مستقیم یا غیرمستقیم با تحولات و موقعیت سیاسی کشور عزیزمان ایران در منطقه و دنیا تاثیر متقابل دارند. بعضی از این چالش ها مهم و حتی خطرناک جهت امنیت ملی و توسعه ملی کشور عزیزمان ایران محسوب می شوند. فضای سیاست خارجی کشور عزیزمان ایران در منطقه باید به وسیله وزارت امور خارجه مدیریت شود و به فضای صلح و تفاهم و تعامل منطقه ای و بین المللی بدل شود. مبارزات کشور عزیزمان ایران با تروریسم نیز باید رنگ بین المللی داشته و کارکردی جهت اعتماد سازی با جامعه بین المللی پیدا کند.

شما جنبه های داخلی سیاست خارجی تاکید می کنید، در حالی که به نظر می رسد روی کار آمدن دولت ترامپ نیز در این تحولات موثر بوده هست. آیا گره های سیاست خارجی در مدیریت منطقه ای را باید در داخل جست وجو کرد؟

محسن امین زاده، معاون وزارت امور خارجه در دوران اصلاحات و یکی از اشخاص آشنا شده است جریان اصلاحات به شمار می رود. این در حالی است که به نظر می رسد با پیروزی آق

مسلما دولت ترامپ بر تحولات متفاوت جهانی تاثیر زیادی گذاشته است و طبعا روی تحولات منطقه ما و مناسبات جهانی با کشور عزیزمان ایران نیز تاثیرات جدی داشته و دارد، ولی بی انضباطی های داخلی این شرایط را جهت کشور عزیزمان ایران سخت تر کرده هست. پیروزی نیروهای نظامی ایرانی در برابر تروریسم داعش یک پیروزی بزرگ جهت ایران، جهت کشورهای منطقه و جهت جامعه بین المللی هست. ولی این پیروزی ها می تواند نتیجه متفاوتی داشته و به علت کنش های ناسنجیده، تدریجا بدل به عامل بروز نگرانی کشورهای منطقه و جامعه جهانی نسبت به کشور عزیزمان ایران شود. کشور عزیزمان ایران در کمک به دولت های عراق و سوریه در مبارزه با داعش موفقیت های نسبی به دست آورده هست. ولی این موفقیت ها اگر با دیپلماسی فعال و تدابیر بین المللی همراه نباشد به هر میزان که کشور عزیزمان ایران موفق تر به پیش برود، حساسیت بعضی دولت های منطقه و دولت های موثر خارج از منطقه نسبت به قدرت ایران، زیاد می شود.

روشن است اگر کشور عزیزمان ایران در مواجهه با داعش زمینگیر می شد، کشورهای رقیب یا مخالف کشور عزیزمان ایران در منطقه و خارج منطقه، به اندازه کافی خشنود می شدند و نیازی به تصویر العمل هایی دیگری جهت اعمال فشار به کشور عزیزمان ایران نمی دیدند. ولی امروز کشور عزیزمان ایران پیروز مبارزه با تروریسم است و طبعا مخالفان کشور عزیزمان ایران در منطقه به خصوص اسرائیل و عربستان سعودی ناخشنود هستند. در این شرایط کشور عزیزمان ایران می تواند به میزان موفقیت هایش، به زیاد کردن اعتمادسازی با کشورهای منطقه و به طور کلی جامعه جهانی هم بیندیشد. اصولا هرکشوری در موقعیت کشور عزیزمان ایران که به سمت قدرتمندتر شدن حرکت می کند، پا به پای رشد توان و قدرت تاثیرگذاری می تواند جهت اعتمادسازی با جامعه جهانی و کشورهای منطقه و همسایگانش هم برنامه ریزی کند. می دانیم که بی توجهی دولت نهم نسبت به همین مسائل، کشور را به سمت یکی از خطرناک ترین گرداب های تاریخ سیاست خارجی سوق داد. امروز به درستی تصور می شود نابودی داعش که یک خواست جهانی هست، باعث تقویت زیاد موقعیت و قدرت کشور عزیزمان ایران در منطقه می شود. این تحولات اگر با خردمندی و تدبیر دائمی سیاست خارجی کشور عزیزمان ایران به پیش برود، موفقیت کشور عزیزمان ایران در مبارزه با تروریسم و زیاد کردن قدرت کشور عزیزمان ایران در اثر این تحول، باعث زیاد کردن منزلت و احترام بین المللی کشور عزیزمان ایران خواهد شد.

روحانی تحت فشار کابینه را بسته است / فائزه هاشمی

دیدگاه شما راجع به ابقای دکتر ظریف در سمت وزیر امور خارجه چیست؟ دکتر ظریف بین سال های96تا1400 باید چه تغییراتی با سال های92تا96 داشته باشد؟

دکتر ظریف در دوره اول ریاست جمهوری دکتر روحانی عالی ترین توان مدیریت یک بحران بین المللی را به نمایش گذاشته و عالی ترین نتیجه را در مذاکرات هسته ای کسب کرده هست. کار او در تاریخ مذاکرات چند جانبه کشور عزیزمان ایران و حتی دنیا کم نظیر هست. به نظر من در دوره تازه بااهمیت ترین وظایف وزارت امور خارجه به سمت تحولات منطقه ای و روابط دو جانبه سوق پیدا می کند و دکتر ظریف کارهای بسیار دشواری در منطقه دارد. او می تواند بر مدیریت سیاست خارجی کشور زیاد از گذشته تمرکز کرده و با کمک دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، با بهره مندی از تحولات منطقه به سمت اعتمادسازی و تقویت هرچه زیاد آن با همسایگان و جامعه بین المللی گام بردارد. در مواردی که گاه ردی از ماجراجویی های دولت های نهم و دهم مشاهده می شود مورد نیاز است که با تمرکز هر چه زیاد بر عقلانیت دیپلماتیک جلو آسیب ها گرفته و جایگاه وزارت امور خارجه در این رابطه بازسازی شود.

آیا ساختارهای وزارت خارجه نیز در دولت دوازدهم نیازمند تغییرات جدی است؟ وجود معاونت اقتصادی در وزارت امور خارجه چه ضرورتی دارد؟

موقعیت جغرافیایی و بین المللی کشور عزیزمان ایران ایجاب می کند که وزارت امور خارجه کشور عزیزمان ایران بزرگ تر از بسیاری از کشورهای دنیا باشد و ماموریت های گسترده و متنوعی را دنبال کند. تجربه نشان داده که ساختار تقسیم مدیریت وزارت خارجه به صورت منطقه ای در تقسیم کار مدیران عالی و معاونان وزارت امور خارجه بیش از هر شکل دیگری پاسخگوی این نیاز بوده هست. وزارت خارجه دولت دوازدهم نیز خیلی بیش از آنکه نیازی به عوض کردن این ساختار داشته باشد نیاز به تقویت کیفی این ساختار دارد. گاه مشکلاتی که مشاهده می شود به علت ساختار داخلی وزارت خارجه نیست و می تواند ناشی از مباحث بیرونی باشد.

درباره ضرورت وجود معاونت اقتصادی در وزارت خارجه نیز باید عنوان کنم، حداقل نیمی از وظیفه وزارت امور خارجه در چارچوب تامین امنیت ملی و منافع ملی و راهگشایی جهت توسعه ملی، جنبه کمک به توسعه اقتصادی پیدا می کند. عموما و در شرایط کنونی کشور، خصوصا همه دست اندرکاران وزارت امور خارجه اعم از وزیر و همه معاونان آن وزارتخانه باید بیش از هر وقت به توسعه ملی توجه داشته باشند و جهت هموار کردن شرایط مناسب جهت همکاری های اقتصادی بین المللی تلاش کنند. این وظیفه خیلی بزرگ تر از یک معاونت در وزارت امورخارجه هست. در واقع بخش عمده مناسبات دو جانبه با غالب کشورهای جهان، اقتصادی است و وظیفه وزارت خارجه هموار کردن مسیر همه دست اندرکاران اقتصاد کشور جهت بهره مندی از ظرفیت ها و وقت های جهانی جهت توسعه ملی است.

بخش مهمی از این وظایف و به خصوص اجرای آن، به وسیله وزارتخانه ها و شرکت های مربوط مثل وزارت نفت در بخش دولتی و اتاق های بازرگانی در بخش شخصی دنبال می شود، ولی همواره وظیفه مهم آماده سازی شرایط تحقق این فعالیت ها برعهده وزارت امور خارجه هست. البته در کنار این، شرکت های بین المللی و مناسبات چندجانبه اقتصادی نیز نقشی خیلی کلیدی تر از گذشته دارند. مثل مقررات بین المللی مقابله با پولشویی و مباحث مربوط به FATF که در کشور عزیزمان ایران راجع به آن زیاد شنیده اید. در دو سال اخیر یعنی بعد از امضای توافق برجام، نهادهای متفاوت اقتصادی از جمله بانک ها با پرسشها عدیده ای در تعامل فعال با بنگاه های بین المللی مواجه شدند و دریافتند که تحریم های جهانی آنان را شدیدا از روندهای جاری بین المللی و تحولات آن نیز دور کرده و پرسشها بزرگ دیگری غیر از تحریم های مستقیم نیز جهت آنها ایجاد کرده هست. مدیریت بین المللی این مناسبات و تحولات در ایران، نقش و مسئولیت وزارت امورخارجه را نیز خیلی زیاد کردن داده است و ممکن است ضرورت ارتقای مدیریت اقتصادی در وزارت امور خارجه ناشی از این تحولات نیز باشد. یعنی هموارسازی سازوکارهای بین المللی اقتصادی توسعه ملی ایران.

در تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری سخنانی راجع به تشکیل وزارت روابط تجارت خارجی و سیاست خارجی به جای وزارت امور خارجه از سوی بعضی از کاندیدا مطرح شد. آیا این مسأله با واقعیت های سیاست خارجی کشور عزیزمان ایران همخوانی دارد؟

به نظر من این حرف بسیار ناپخته و صرفا دهن پرکن تبلیغاتی بود و نشان می داد که گوینده چیزی از سیاست خارجی کشور عزیزمان ایران نمی داند. در بعضی کشور های دنیا چنین وزارتخانه ای تجربه شده است است که دو تفاوت خیلی عمده با کشور عزیزمان ایران دارند. اولا: مباحث مبتلا به وزارت خارجه آن کشورها حتی یک صدم مباحث سیاسی-امنیتی مبتلا به وزارت امور خارجه کشور عزیزمان ایران نیست و ثانیا متقابلا دخالت دولت در اقتصاد و بنگاه های اقتصادی دولتی در آن کشورها یک هزارم دخالت دولت کشور عزیزمان ایران در امور اقتصادی نیست.

در کشور عزیزمان ایران ده ها وزارتخانه مثل نفت، کشاورزی، بازرگانی و صنعت، بهداشت و درمان، رفاه، راه و مسکن و صدها بنگاه و شرکت دولتی و شبه دولتی، نه تنها سیاستگذاری و تدبیر امور از موضع دولت می کنند، بلکه تصدی گری مستقیم عظیمی درتجارت و مناسبات اقتصادی خارجی دارند و به صورت مداوم و مستقیم فعالیت بین المللی می کنند. انتظارشان از وزارت خارجه این است که بحران های با همسایگان و اعضای اوپک و اتحادیه اروپا و آمریکا و چین و ژاپن و کره و هند و کانادا و روسیه و تاجیکستان و ازبکستان و غیره را حل کند و جلوی جنگ و تحریم های اقتصادی و نابسامانی ها را در مناسبات خارجی کشور عزیزمان ایران را بگیرد، تا آنها بتوانند خودشان کارهای اقتصادی را با آن کشورها انجام دهند. نه کسی چنین وظایف و اختیاراتی را در کشور عزیزمان ایران به وزارت امور خارجه می سپارد و نه چنین تصدی گری هایی با امور وزارت امور خارجه در هیچ کشور دنیا نسبتی دارد. از سوی دیگر به نتیجه رساندن همین انتظارات متعارف از وزارت امور خارجه که اشاره کردم نیز محتاج یک وزارت خارجه خیلی قدرتمند تر از وضع فعلی، جهت موفقیت در گسترش روابط با کشورهای دنیا و اعتماد سازی با جامعه جهانی و برطرف موانع توسعه ملی است.

سیاست خارجی دولت دوازدهم چگونه می تواند از آسیب های داخلی مخالفان دولت روحانی که اغلب نیز ضد برجام هستند در امان بماند؟

برخی رفتارها و ماجراجویی ها جهت عاملان و حامیان آن بسیار گران تمام شد و این هزینه سنگین در انتخابات اخیر ریاست جمهوری هم به درستی، نمود یافت. تصویر العمل جامعه نسبت به این ماجراجویی ها جهت دست اندرکاران سیاست خارجی کشور، بسیار با ارزش بود. اگر افکار عمومی جامعه به میزانی که نسبت به این کنش ها حساس شده است در سال ۱۳۸۴ نسبت به ماجراجویی های مرتبط با پرسشها هسته ای کشور عزیزمان ایران حساس می شد، شاید هرگز کشور عزیزمان ایران گرفتار بحران های عظیم هسته ای و تحریم های بی نظیر ناشی از آن نمی شد و خیلی ساده تر به حقوق هسته ای خود می رسید. بی تردید دست اندرکاران سیاست خارجی کشور عزیزمان ایران با اطلاع رسانی درست به جامعه از حمایت کامل ملت کشور عزیزمان ایران برخوردار خواهند بود و مخالفت دلالان و ارتزاق کنندگان از تحریم ها، راه به جایی نخواهد برد.

البته از این توصیه نیز غافل نشویم که موانع متفاوت و سنگ اندازی های آمریکا هم منتقدان برجام را مدعی تر کرده است.

به هرحال نتیجه های ارزشمند توافق برجام را نمی توان بدون توجه به پیشینه بحران هسته ای کشور عزیزمان ایران بررسی و نقد کرد. اگر در سال ۱۳۸۴ کشور عزیزمان ایران با اتخاذ تدابیر درست سیاسی مانع ارجاع پرونده ای هسته ای با اجماع جهانی به شورای امنیت شرکت ملل متحد می شد و با اتخاذ شیوه های درست از حقوق هسته ای کشور عزیزمان ایران دفاع می شد، کشور عزیزمان ایران می توانست هرگز با گرداب بحران تحریم های هسته ای مواجه نشود.

پس از آن بحران، البته عالی ترین راه حل خروج از گرداب تحریم جهانی علیه ایران، امضای برجام بوده هست. تدبیری با ارزش که ماجراجویان افراطی آمریکا و اسرائیل و حتی ماجراجویان عرب منطقه قویا و با تمام وجود با امضای آن مخالف بودند. طبعا بیرون کشیدن پرونده هسته ای کشور عزیزمان ایران از دست آمریکا، جهت جنگ طلبان آمریکایی خیلی گران تمام شده است و آنها تلاش می کنند به هر بهانه ای برجام را تخریب کنند و با امید به تصویر العمل مخرب طرف مقابل، کارها جنبش کننده و تخریبی انجام می دهند.

طبعا دست اندرکاران سیاست خارجی و هسته ای کشور نیز که به پیروزی بزرگ برجام رسیده اند جهت صیانت از آن در برابر ماجراجویی های آمریکایی و اسرائیل و دیگر مخالفان کشور عزیزمان ایران در جهان، کار دشواری در پیش دارند و این دشواری ها جزو محیط زیست مدیریت حفظ پیروزی بزرگ توافق برجام در آینده نیز هست، ولی همه این آفات محصول عملکرد کسانی است که با سیاست خارجی غلط و ماجراجویانه، از ۱۲ سال پیش پرونده هسته ای کشور عزیزمان ایران را به شورای امنیت شرکت ملل کشاندند و این دشواری ها که نهایی ندارد، چیزی از بزرگی موفقیت امضای توافق برجام نمی کاهد.

چرا در حال حاضر بعضی از جمهوریخواهان آمریکا و دیگر محافل نیز با بر هم زدن برجام موافق نیستند و حفظ آن را ترجیح می دهند؟

درست هست. هردو طرف ماجرا به شکلی خود را محق دانند. مخالفان آمریکایی و اسرائیلی برجام مدعی هستند که با تحریم های هسته ای کشور عزیزمان ایران یک اجماع جهانی پشت سر آمریکا بوده و آمریکا با ادامه تحریم ها می توانست اقتصاد کشور عزیزمان ایران را به طور کامل زمینگیر و منهدم کند و امتیازات خیلی بیشتری از کشور عزیزمان ایران بگیرد. آنان مدعی هستند انعطافی که کشور عزیزمان ایران در توافق برجام نشان داده در قبال امتیازاتی که کشور عزیزمان ایران به دست آورده ناچیز است و به خصوص کشور عزیزمان ایران توانسته با این انعطاف ها، اجماع جهانی علیه خود را جهت هر لحظه بشکند. آنان باور دارندکه هرگز آمریکا بعد از امضای برجام، وقت مشابهی جهت تحت فشار قرار دادن کشور عزیزمان ایران در یک اتحاد جهانی به دست نخواهد آورد.

موافقان حفظ برجام هم معتقدند که آمریکا اگر درصدد برهم زدن برجام باشد در دنیا منزوی خواهد شد و کشور عزیزمان ایران به بهانه بدعهدی آمریکا، کارها دیگر خود را توجیه خواهد کرد. آنان معتقدند که تنها اگر بار دیگر اجماع جهانی علیه کشور عزیزمان ایران شکل بگیرد، برهم زدن برجام قابل بررسی است و در غیر این صورت، قطعا حفظ برجام بهتر از بر هم زدن آن به وسیله آمریکا بدون همراهی سایر کشورهای دنیا هست. در این شرایط همه ماجراجویان عالم به ماجراجویان ایرانی امید دارند و امیدوارند که در کشور عزیزمان ایران تندروها یک بار دیگر وقت بزرگی را جهت آمریکا و اسرائیل فراهم کنند و آنان بتوانند دوباره اجماع جهانی علیه کشور عزیزمان ایران را شکل بدهند. طبعا باید مراقب باشیم که در دام مخالفان برجام نیفتیم و محکم از پیروزی بزرگ برجام با تدبیر صیانت کنیم.

در شرایط کنونی که دوران پسابرجام با روی کار آمدن ترامپ در آمریکا مصادف شده است هست، دولت دوازدهم چگونه می تواند بدون دادن هزینه زیاد از مواهب دوران پسابرجام به سود خود استفاده کند؟

با تعامل بسیار فعال با جامعه جهانی با همه جهانیان. چنان که اشاره کردم کلیدی ترین عنصر استحکام بخش تحریم های علیه ایران، اجماع جهانی بر سر این تحریم ها علیه کشور عزیزمان ایران بوده هست. این عنصر بسیار مهم تر از تحریم های آمریکا علیه کشور عزیزمان ایران بوده هست. لیکن کشور عزیزمان ایران از ابتدای بعد از انقلاب اسلامی، در معرض تحریم های آمریکا به اشکال متفاوت بوده هست. البته تکنولوژی ارتباطات امکان های جدیدی جهت تسلط سازوکار های مالی و اقتصادی آمریکا فراهم کرده که کار تحریم کنندگان را ساده تر و کار کشور عزیزمان ایران را مسئله تر می کند، ولی آنچه توانست کشور عزیزمان ایران را تحت فشار فلج کننده ای قرار دهد همان تحریم بر مبنای اجماع جهانی علیه کشور عزیزمان ایران بود.

ایران هرگز نباید هزینه عظیم سیاست خارجی ماجراجویی دولت نهم را فراموش کند و با تدابیر خردمندانه باید زمینه ای را به وجود بیاورد که تحت هیچ شرایطی جامعه جهانی علیه کشور عزیزمان ایران به اجماع نرسد. البته این تدابیر چندان سخت نیست، لیکن به طور طبیعی اعضای موثر جامعه جهانی اختلافات زیادی دارند و هنگامی که پای اقتصاد به میان می آید حتی دوست ترین کشورها هم در پی منافع خودشان هستند و کافی است وزارت خارجه بعد از برجام با کفایت عمل کند. آنچه در سال های ۸۴ تا ۹۰ اتفاق افتاد اوج بی تدبیری و فروپاشی سیاست خارجی در کشور عزیزمان ایران بود که به فاجعه تحریم های کشور عزیزمان ایران با اجماع جهانی منجر شد.

تحلیل شما از تصویر العمل نهایی ترامپ در برابر برجام چیست؟ ترامپ در نهایت با برجام چه خواهد کرد؟

سیاست تبلیغاتی ترامپ به موضوعاتی نیاز دارد که بر سرش تبلیغ کند و نشان دهد که به شدت فعال و قاطع و اصولی است و در عین حال هزینه زیادی هم جهت دولتش نداشته باشد. در حال حاضر کشور عزیزمان ایران یکی از موضوعاتی است که در بازی تبلیغاتی داخلی ترامپ جایگاهی پیدا کرده و او توانسته اجماع داخلی آمریکا بر سر اعمال فشار زیاد به کشور عزیزمان ایران را کم و بیش به دست آورد. سازگاری این رویه با تلاش ها و کارها اسرائیل، عربستان سعودی و لابی های موجود در آمریکا، همه در شکل گیری این فضای اجماع موثر بوده است.

اولا این عنوان باید جدی گرفته شود. این اوضاع هیچ شباهتی به کارها تبلیغاتی و اجماع سازی علیه کشور عزیزمان ایران در گذشته در آمریکا ندارد. ثانیا: در جامعه آمریکا استعداد مواجهه با این وضع وجود دارد. جریان سیاسی قدرتمندی در میان دولتمردان آمریکایی با این روند مخالف هست، ولی تحت فشار افکار عمومی ساکت هست. ایرانیان مقیم آمریکا نیز ظرفیت زیادی جهت تاثیرگذاری مثبت دارند. باید از توان و ظرفیت اجماع سازی ایرانیان و البته بخشی از دولتمردان آمریکایی جهت خنثی کردن این فضا و مثبت کردن مجدد فضای افکار عمومی آمریکا نسبت به کشور عزیزمان ایران همچون دو سال قبل استفاده شود. جامعه روزنامه نگاری و رسانه ای آمریکا استعداد زیادی جهت توجه به کشور عزیزمان ایران دارد و باید روی این حوزه ها نیز کار بشود. به طور کلی باید روی تعامل سازنده در بخش های سیاسی، رسانه ای و اجتماعی جامعه آمریکا برنامه ریزی کرد. ثالثا: فشارهای به کشور عزیزمان ایران بیش از آنکه جنبه اقتصادی داشته باشد جنبه سیاسی دارد.

باید مواظبت کرد و در صورتی که کمپانی های آمریکایی استعداد تعامل اقتصادی با کشور عزیزمان ایران را داشته باشند مثل کمپانی بوئینگ، باید حتما از آن استقبال شود و حتی جهت تحقق آن تلاش شود. به طور کلی به نظر می رسد اگر کشور عزیزمان ایران با دقت و به درستی پیش برود و بهانه ای به دست دولت های مخالفش ندهد و تعامل فعالی با سایر کشورهای موثر دنیا در اروپا و آسیا داشته باشد، و در تعامل با مخالفان سیاست های ترامپ در آمریکا نیز فعال باشد، به رغم همه جنجال های تبلیغاتی در آمریکا، ترامپ مانعی جهت پیشبرد برجام نخواهد بود.

آیا عمیق تر شدن شکاف ها بین بعضی از کشورهای اروپایی با آمریکا بعد از روی کارآمدن ترامپ درآمریکا می تواند به اصلاح روابط کشور عزیزمان ایران با کشورهای دنیا و به خصوص کشورهای اروپایی کمک کند؟

به نظر من اختلافات اروپا و آمریکا به زیاد کردن همکاری اروپا با کشور عزیزمان ایران کمک نمی کند. برعکس فعالیت های اقتصادی کمپانی های آمریکایی در بازار ایران، به گسترش روابط اقتصادی اروپا و کشور عزیزمان ایران کمک می کند. همچنان که حضور گسترده کمپانی اروپایی ایرباس در بازار کشور عزیزمان ایران با حضور کمپانی آمریکایی بوئینگ در بازار کشور عزیزمان ایران همراه شد. به همین علت کشور عزیزمان ایران اگر صلاح بداند می تواند از حضور آمریکا در اقتصاد کشور عزیزمان ایران استقبال کند.

در عین حال بدیهی است که اروپا میل به خیلی بیشتری جهت کار در کشور عزیزمان ایران دارد و امضای برجام موانع همکاری اقتصادی کشور عزیزمان ایران و اروپا را برطرف کرده و تا زمانی که مانع دیگری شکل نگیرد، اروپا کار در بازار کشور عزیزمان ایران را به صورت جدی دنبال می کند. در آینده کمپانی های اروپایی و آسیایی خیلی فعال تر و راحت تر از کمپانی های آمریکایی با کشور عزیزمان ایران کار خواهند کرد. ولی در عین حال هر کنش مثبت از سوی کمپانی های آمریکایی، همکاری های اقتصادی اروپایی ها و آسیایی ها را با کشور عزیزمان ایران سهل تر می کند و کشور عزیزمان ایران جهت استمرار و گسترش مناسبات مستحکمش با اروپا و آسیا، باید از مناسبات اقتصادی با کمپانی های آمریکایی نیز استقبال کند و آن را تشویق کند.

ایران تحت هر شرایطی باید روی تعامل اقتصادی با جامعه جهانی و روی همکاری اقتصادی با همه کشورهای دنیا غم از اروپایی، آسیایی و آمریکایی کار کند، موانع این تعامل را برطرف کند و از ایجاد هر حساسیت غیرضروری که موجب سوء استفاده مخالفان کشور عزیزمان ایران شود و به این تعامل لطمه بزند، با جدیت پیشگیری شود. چه روابط آمریکا و سایر کشورها مناسب باشد این فعالیت مهم است و چه مثل اوضاع فعلی، واکنش‌ها غیرمتعارف دولت ترامپ روابط سایر کشورها را با آمریکا سرد کرده باشد.

ایران مدت هاست با چالش تروریسم و افراطی گری در داخل کشورهای همسایه مانند عراق، سوریه و افغانستان قرار گرفته که هزینه های زیادی را به کشور عزیزمان ایران تحمیل کرده هست. به نظر شما دولت دوازدهم باید جهت کم کردن هزینه های گروه های تروریستی در منطقه چه استراتژی راهبردی ای در نظر بگیرد؟

اعتمادسازی با همسایگان و سایر کشورهای منطقه، خنثی کردن تکنیک های اسرائیل علیه کشور عزیزمان ایران در منطقه و مبارزه با تروریسم در تعامل به جامعه جهانی از اولویت های سیاست خارجی دولت دوازدهم در منطقه است و جهت چنین منظوری یک وزارت خارجه قدرتمند، یک شورای عالی امنیت ملی توانمند جهت کمک به وزارت خارجه و مدیریت راهبردی تحولات منطقه و تبعیت نیروهای نظامی از راهبردهای شورای عالی امنیت ملی و وزارت امورخارجه مورد نیاز است.

بدون همکاری و تعامل نیرومند این مجموعه، موفقیت دولت دوازدهم در منطقه بسیار سخت خوهد بود. با فرض عاری شدن کنش های منطقه ای کشور عزیزمان ایران از ماجراجویی، موفقیت های سیاست خارجی منطقه ای کشور عزیزمان ایران کمک بزرگی به موفقیت های جهانی کشور عزیزمان ایران و تعامل سازنده با همه کشورهای موثر جهانی می کند. همچنان که سیاست خارجی موفق دولت هشتم در منطقه، چنین نتایجی در مناسبات بین المللی و فرامنطقه ای کشور عزیزمان ایران در پی داشت. متقابلا موفقیت کشور عزیزمان ایران در تعامل بین المللی، پرسشها منطقه ای کشور عزیزمان ایران با کشورهایی مثل عربستان سعودی را بسیار کم کردن می دهد.

تحلیل شما از کنش ها و تصویر العمل هایی کشور عزیزمان ایران و عربستان در چهار سال آینده چیست؟ آیا کشور عزیزمان ایران و عربستان در چهار سال آینده به سمت همگرایی زیاد حرکت خواهند کرد یا واگرایی؟

به نظر من موفقیت کشور عزیزمان ایران در مدیریت سیاست خارجی منطقه ای و تعامل با جامعه جهانی، عربستان سعودی را به سمت تعامل با کشور عزیزمان ایران سوق خواهد داد و این کشور را به همکاری و تنش زدایی با کشور عزیزمان ایران ترغیب و تشویق خواهد کرد. به طور مشخص یک عنوان خاص نیز در مناسبات مرتبط با عربستان سعودی مربوط بسرنوشت و آینده یمن است.

سعودی ها شدیدا دلواپس نابسامانی آینده یمن هستند و نسبت به استمرار ناامنی در یمن در جوار مرزهای طولانی دو کشور، احساس خطر می کنند. جنگ یمن جهت عربستان سعودی بسیار پر هزینه شده است است و عملا سعودی ها موفقیتی از دخالت در یمن به دست نیاورده اند. متقابلا جنگ یمن تروریسم را در منطقه گسترش داده و زندگی مردم یمن را منهدم کرده هست. به نفع همه است که جنگ یمن با مصالحه جناح های درگیر دریمن، به صلحی پایدار منجر شود. به نظر می رسد که سعودی ها حداقل بیش از گذشته به این نوع گزینش فکر می کنند.

ایران می تواند با لحاظ کردن مصالح منطقه و مردم یمن، در رسیدن طرف های درگیر به راه حلی مرضی الطرفین کمک کند. در صورت عملی شدن چنین راه حلی طبعا بااهمیت ترین عنصر تنش زا میان کشور عزیزمان ایران و عربستان سعودی از بین بردن خواهد شد و به نظر من روابط دو کشور به سرعت به سمت اصلاح خواهد رفت. در صورت مدیریت درست این تحولات، متقابلا کشور عزیزمان ایران نیز جایگاه شایسته تر خود در رابطه با مدیریت آینده سوریه و عراق را در جامعه بین المللی به دست خواهد آورد.

اخبار سیاسی – ارمان

واژه های کلیدی: ایران | خارجی | سیاست | آمریکا | ایرانی | آمریکایی | ایرانیان | بازار ایران | وزارت خارجه | وزیر امور خارجه | وزارت امور خارجه

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs